طراحی سیستم خودارزیابی بر اساس خطبه متقین و بررسی ارتباط بین بخشهای مختلف خطبه
این مقاله به معرفی و طراحی یک سیستم خودارزیابی محرمانه بر اساس خطبه همام میپردازد که هدف آن سنجش میزان تطابق افراد با ویژگیهای متقین ذکر شده در این خطبه است. سیستم مذکور از یک پرسشنامه جامع بهره میبرد که شامل جملاتی است که بر ویژگیهای اخلاقی، روحی و رفتاری متمرکز میباشد و به کاربران اجازه میدهد تا خود را بر اساس معیارهای ایمانی و دینی ارزیابی کنند. کاربران امتیازات خود را بر اساس مقیاس 1 (هیچوقت) تا 5 (همیشه) به جملههای مرتبط با رفتارهای نظیر صداقت، تواضع، پرهیز از اسراف، و عبادت شبانه اختصاص میدهند. روششناسی سیستم شامل سه مرحله اصلی است. مرحله اول جمعآوری دادهها و ارزیابی میباشد. پرسشنامهای متشکل از عبارات مشخص، نظیر پرهیز از افراط و نیکی در سخن گفتن، توسعه یافته و افراد پاسخهای خود را به صورت کمی ارائه میدهند. امتیازات افراد با جمعبندی نمرات سوالات محاسبه میشود. مرحله دوم تحلیل نتایج است که در آن نمرات کلی هر فرد با حداکثر نمره ممکن (200) مقایسه شده و درصد تطابق کاربر با معیارهای خطبه محاسبه میشود. نتایج به صورت یک عدد طبیعی بین 0 تا 100 به کاربر ارائه میشود و کمترین نمرات در رفتارها و ویژگیهایی که نیاز به بهبود دارند به همراه احادیثی از منابع مختلف برای راهنمایی و تأمل بیشتر ارائه میگردد. مرحله سوم ارائه پیشنهادات بهبود میباشد. در صورت وجود نمرات پایین، پیشنهاداتی برای بهبود یا تأمل در صفات مذکور به کاربر داده میشود. این فرآیند امکان تقویت افتخارات اخلاقی و معنوی کاربران را فراهم میآورد. در پایان نیز به کمک جمع آوری پاسخ برای پرسشنامه و محاسبه ضریب همبستگی، بیشترین ارتباط بین پرسشهای مربوط به عبادت و پرسشهای مربوط به پرهیزکاری پیدا شد. این پروژه با هدف تشویق افراد به بهبود صفات معنوی و ارائه روشهای عملی برای ارتقاء شخصیتی تدوین شده است و میتواند به عنوان یک ابزار مفید برای جامعه به کار گرفته شود.
ارایه مدل ساختاری تفسیری عوامل موثر بر پدیده لنگر ذهنی سرمایهگذاران در بازار سرمایه
هدف از اجرای این پژوهش طراحی مدل ساختاری تفسیری عوامل موثر بر پدیده لنگر ذهنی سرمایهگذاران در بازار سرمایه بوده است. این پژوهش از نظر هدف توسعهای، از نظر روش گردآوری دادهها، پیمایشی و از نظر زمانی، مقطعی است. ارائه الگو براساس روش آمیخته با رویکرد کمی وکیفی انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی و بازار سرمایه بودند که تا زمان اشباع نظری مصاحبه، با تعداد 15 نفر از آنها به عنوان نمونه آماری تحقیق و به شیوه نمونهگیری گلوله برفی مصاحبه شد. در مرحله کیفی تحلیل نتایج مصاحبههای نیمه ساختاریافته با روش تحلیل مضمون انجام گرفت. تحلیل محتوای مصاحبه با خبرگان منجر به شناسایی تعداد 18 عامل اثرگذار بر پدیده لنگر ذهنی سرمایه گذاران شد که عبارت بودند از: تجربیات اولیه، اطلاعات و تحلیل، تاثیر رسانهها، عوامل روانشناختی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، شفافیت بازار، دسترسی به اطلاعات، قوانین و مقررات، استراتژیهای سرمایهگذاری، مدیریت ریسک، تحلیل بازار، تجربه سرمایهگذاری، وضعیت اقتصادی، نقوذ اجتماعی، سودآوری، روند رفتار سرمایهگذار و اعتماد به نفس. نتایج حاصل از برازش مدل ساختاری تفسیری این عوامل نشان داد که این عوامل از نظر تاثیرپذیری و تاثیرگذاری در 6 سطح قابل دسته بندی هستند. عوامل روانشناختی، استراتژیهای سرمایهگذاری، سودآوری و اعتماد به نفس به عنوان تاثیرپذیرترین عوامل شناسایی شده اند در حالی که عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، قوانین و مقررات و وضعیت اقتصادی در گروه تاثیرگذارترین عوامل بر لنگر ذهنی سرمایه گذاران بودهاند.
ارزیابی کارایی شرکتهای بورسی ایران با استفاده از روش ترکیبی تحلیل پوششی داده و یادگیری ماشین
این مقاله به بررسی کارایی شرکتهای بورسی ایران با استفاده از روش تحلیل پوششی دادهها و الگوریتمهای یادگیری ماشین میپردازد. ابتدا، نمرات کارایی 130 شرکت بورسی در بازه زمانی 1386 تا 1402 با تحلیل پوششی دادهها محاسبه شده است. متغیرهای ورودی شامل جمع بدهی و RETRSIK و متغیرهای خروجی شامل بازده سالیانه سهام و نقد شوندگی انتخاب شدند. سپس، الگوریتم یادگیری ماشین برای شناسایی و ارزیابی متغیرهای حیاتی در پیشبینی عملکرد شرکتها به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که الگوریتم XGBoost عملکرد برتری در پیشبینی داشت. این مطالعه نشان میدهد که ترکیب روشهای تحلیل پوششی دادهها و یادگیری ماشین میتواند ابزار مؤثری برای تحلیل و پیشبینی کارایی شرکتهای بورسی باشد و به تصمیمگیریهای سرمایهگذاران و مدیران کمک کند. این پژوهش به نقش روشهای نوین تحلیل دادهها در بهبود تصمیمگیریهای اقتصادی و مالی تأکید دارد.
شناسایی و ارزیابی چالشهای نظارت جامع بانک مرکزی با استفاده از روشهای تصمیم گیری چند معیاره
شناسایی و ارزیابی چالشهای نظارت جامع بانک مرکزی به فرایندهایی اشاره دارد که در آن بانک مرکزی کشور سعی میکند مشکلات و نقاط ضعفی را که در نظام نظارتی و مالی وجود دارد شناسایی کند و تأثیر این چالشها را بر عملکرد و ثبات سیستم بانکی و مالی ارزیابی کند. به طور کلی، شناسایی و ارزیابی چالشهای نظارتی برای بانک مرکزی اهمیت زیادی دارد، زیرا به حفظ ثبات مالی و پیشگیری از بحرانها کمک میکند و در نهایت منجر به حفاظت از منافع سپردهگذاران و افزایش اعتبار نظام مالی کشور خواهد شد. هدف پژوهش حاضر شناسایی و ارزیابی چالشهای نظارت جامع بانک مرکزی میباشد. در این تحقیق، 10 نفر از خبرگان حوزه بانکی و اقتصادی به شناسایی 15 چالش کلیدی پرداخته و سپس به پرسشنامهای که در این زمینه طراحی شده بود، پاسخ دادند. نتایج تحلیلهای صورتگرفته با استفاده از روش دیمتل نشان داد که از میان چالشهای شناساییشده، کمبود شفافیت در عملکرد بانک مرکزی و محدودیتهای قانونی برای نظارت دقیق تر به عنوان تأثیرگذارترین چالشها شناخته شدهاند. این چالشها نقشی کلیدی در کیفیت نظارت و کارایی بانک مرکزی دارند و پرداختن به آنها میتواند به بهبود عملکرد و اعتبار نظام بانکی کشور کمک کند. نتایج این تحقیق میتواند راهگشای سیاستگذاران در طراحی استراتژیهای مناسب برای تقویت نظارت در نظام مالی باشد.
تحلیل عملکرد اعتبارات تملك داراییهای سرمایهای استان لرستان بر حسب امور و فصول با استفاده از روش تحلیل پوششی دادهها
یکی از اصلیترین مسیرهای سرمایهگذاری دولت در ایجاد ظرفیتهای جدید تولیدی و خدماتی، اجرای طرحهای تملک داراییهای سرمایهای است. بااینحال، این طرحها با چالشهای متعددی مواجهاند که از مهمترین آنها میتوان به کمبود اعتبار و عدم تخصیص کامل اعتبارات مصوب اشاره کرد. علاوه بر این، با توجه به رقابت شدید اعتبارات هزینهای با اعتبارات عمرانی در جذب منابع عمومی دولت، اتخاذ سازوکارهای کارآمد برای مدیریت بهینه طرحهای عمرانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. ازجمله این سازوکارها میتوان به روشهای بهینه سازی واستفاده از مدلهای تحلیل کارایی اشاره نمود. تحلیل پوششی دادهها(DEA) یک روش غیرپارامتری است که کارایی واحدهای تصمیمگیری متجانس را بر اساس چندین ورودی و خروجی محاسبه میکند. در این پژوهش، عملکرد اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای استان لرستان طی شش سال، به تفکیک امور و فصول، با استفاده از مدل تحلیل پوششی دادههای منصفانه (KA) بررسی شده است. نتایج نشان میدهد که رتبه سالهای 1400، 1399 و 1397 در هر دو حالت یکسان بوده، اما سایر سالها تفاوتهایی داشتهاند. همچنین، مقایسهای بین این اعتبارات و اعتبارات تخصیصیافته به سایر استانها بر اساس مدلهای CCR و CSW انجام شده است. این نتایج نشان میدهد کارایی استان لرستان در سالهای 1396 و 1397 کمتر از میانگین کشوری بوده، اما از 1398 تا 1400 روندی افزایشی داشته و از میانگین کشور فراتر رفته است.
توسعه و ارزیابی یک مدل هیبریدی برای پیشبینی بلوغ سرمایه فکری مبتنی بر شبکه عصبی مصنوعی و الگوریتمهای ژنتیک و کرم شبتاب
در عصر حاضر که سرعت نوآوری سرسامآور است، مدیریت داراییهای فکری و سنجش میزان بلوغ آنها، نقشی تعیینکننده در کسب برتری رقابتی، خلق ارزش و دستیابی به کامیابی سازمانی ایفا میکند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل پیشبینیکننده بلوغ سرمایه فکری در شرکتهای دانشبنیان مستقر در شهرکهای صنعتی صورت گرفته است. این مدل، از یک رویکرد ترکیبی بهره میبرد که در آن، شبکه عصبی مصنوعی (MLP) با الگوریتمهای فراابتکاری ژنتیک و کرم شبتاب تلفیق شده است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی-توسعهای، از نظر روش، توصیفی-مدلسازی و از نظر نوع داده، آمیخته (کیفی و کمی) است. در بخش کیفی، نمونه آماری شامل ۱۲ نفر از متخصصان و خبرگان بود که با روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش کمی نیز، ۲۱۲ شرکت دانشبنیان به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل بررسی متون علمی، مصاحبههای تخصصی و پرسشنامههای استاندارد بود. پس از بررسی روایی و پایایی پرسشنامهها، دادهها با استفاده از روش دلفی، تحلیل عاملی تاییدی، شبکه عصبی MLP و ترکیبات آن با الگوریتمهای ژنتیک و کرم شب تاب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. برای این منظور از نرمافزارهای SPSS، PLS و Python استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که تمامی مدلهای مورد بررسی، توانایی پیشبینی سطح بلوغ سرمایه فکری را دارند. با این حال، مدل ترکیبی شبکه عصبی با الگوریتم کرم شبتاب، با کسب معیارهای ارزیابی95/35% Accuracy=،94/35% Precision=،95/35% Recall=، 94/41%=F1-core و0/996 AUC=، عملکردی به مراتب بهتر و دقیقتر در پیشبینی سطح بلوغ سرمایه فکری از خود نشان داد.
پیرامون رمزنگاری با گرافها در دستگاههای دینامیکی
برای ذخیره و انتقال دادهها نیازمند داشتن مجموعههای دارای محدودیت هستیم. پس برای تبدیل دنبالهها از یک فضای تغییرجای کامل به یک تغییرجای سافیک، محدودیتهایی وجود دارند. یک روش برای رفع مشکل استفاده از کدهای متناهی است. از کد متناهی میتوان برای تبدیل دنبالهها از یک تغییرجای کامل به دنبالههایی از فضای تغییرجای استفاده کرد. اگر یک فضای سافیک باشد که آنتروپی آن حداقل لگاریتم باشد، آنگاه یک کد متناهی موجود است.
شناسایی و رتبهبندی معیارهای ارزیابی عملکرد انبارهای خردهفروشی با استفاده از روش بهترین-بدترین فازی
مدیریت کارآمد انبارهای خردهفروشی با چالشهای متعددی همراه است و شناسایی معیارهای کلیدی برای ارزیابی عملکرد این انبارها اهمیت ویژهای دارد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که کدام معیارها برای ارزیابی عملکرد انبارهای خردهفروشی مهمتر هستند. در این مطالعه، ابتدا معیارهای مرتبط با عملکرد انبارها از طریق بررسی جامع ادبیات و تحلیل تحقیقات پیشین شناسایی و استخراج شدند. سپس این معیارها با استفاده از روش دلفی فازی و نظرات متخصصان حوزه ارزیابی شدند. در گام بعد، معیارهای تأییدشده به کمک روش بهترین-بدترین فازی رتبهبندی و اولویتبندی شدند تا اهمیت نسبی هر معیار مشخص شود. نتایج تحقیق نشان داد که معیارهای دقت موجودی و زمان انتقال از اهمیت بالایی برخوردارند و تأثیر مستقیمی بر بهرهوری و کاهش هزینههای انبارداری دارند. همچنین، بهرهوری کارگر و زمان برداشت، هزینه کمبود موجودی و کیفیت انتقال از دیگر عوامل مهم بودند که نشاندهنده نقش کارایی نیروی انسانی در بهبود عملکرد انبار است. معیارهایی مثل هزینه حمل و نقل، امنیت و رعایت استانداردها نسبت به سایر معیارها اهمیت کمتری داشتهاند. این یافتهها با بسیاری از مطالعات پیشین همخوانی داشته و تأکید میکنند که مدیریت دقیق موجودی و بهینهسازی فرآیندهای انبار برای افزایش کارایی ضروری است. این نتایج میتوانند به مدیران کمک کنند تا تصمیمات بهتری در جهت بهبود عملکرد انبارها و افزایش رضایت مشتریان اتخاذ کنند.
دربارهی مجله
درباره ما
مجله علم تصمیم گیری و سیستم های هوشمند یک مجله علمی پیشرو است که به پیشرفت زمینه های علم تصمیم گیری و سیستم های هوشمند با کمک ابزار تحقیق در عملیات (OR)، تحلیل پوششی داده ها (DEA) و مدل سازی ریاضی اختصاص دارد. ما مقالات اصیل و مروری در این زمینه را منتشر می کنیم که به درک نظری و عملی این رشته ها کمک می کند.
ماموریت ما
ماموریت ما این است که بستری را برای محققان و دست اندرکاران به منظور انتشار یافته های پیشرفته خود و تقویت همکاری در جامعه علمی فراهم کنیم. هدف ما ارتقای نوآوری، دقت و بکارگیری روشهای علمی برای حل مشکلات دنیای واقعی است.
محدوده پوشش
این مجله طیف گسترده ای از موضوعات را پوشش می دهد، از جمله:
تحلیل تصمیم گیری و بهینه سازی
یادگیری ماشین و هوش مصنوعی
مدیریت عملیات و تدارکات
تحلیل پوششی داده ها و ارزیابی عملکرد
مدل سازی و شبیه سازی ریاضی
برنامه های کاربردی در حوزه های مختلف، مانند مراقبت های بهداشتی، مالی و ...
مخاطب
این مجله برای محققان، دانشگاهیان، متخصصان صنعت و سیاست گذاران علاقه مند به آخرین پیشرفت ها و کاربردهای علم تصمیم گیری و سیستم های هوشمند مورد مطالعه قرار می گیرد.
فرآیند ویرایش
مجله برای اطمینان از کیفیت و اصالت همه مقالات منتشر شده، از یک فرآیند بررسی دقیق پیروی می کند. هر نسخه خطی توسط متخصصان این حوزه مورد بررسی قرار می گیرد. هیئت تحریریه متشکل از اساتید مشهور و پیشروان صنعت است که راهنمایی و پشتیبانی از اهداف مجله را بر عهده دارند.
مجله ما از مقالات ارسالی محققان در سراسر جهان استقبال می کند و از شما دعوت می کنیم که کار خود را در علوم تصمیم گیری و سیستم های هوشمند در مجله ما منتشر کنید.